بنام ایزد منان
خطابهی آقای هاشمی در جمعهای که گذشت نکات درخور توجهی داشت. هرچند زمینهسازیهای مختلفی توسط رسانههای داخلی و خارجی برای این نماز جمعه شده بود و تریبون بسیاری از اپوزیسیون داخلی و خارجی منتظر بودند تا پس از کروبی و موسوی، یاران دیروز انقلاب، اینبار «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام» و «رئیس مجلس خبرگان» اقدام به ساختارشکنی و حمله به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده و با اعلام عدم پذیرش نتایج انتخابات، خواستار برگزاری مجدد انتخابات شود و یا حداقل ضمن حمله به رئیس جمهورمنتخب، از کاندیداهای شکست خوردهی تجدیدنظرطلب و جنبش غیرقانونی هواداران آنها رسما حمایت کند؛ اما مباحث مطرح شده در خطبههای آقای هاشمی نشان داد که هرچند وی گرایش قابل تأملی به سمت تمایلات و دیدگاههای فرزندانش در سال های اخیر داشته است ولی از آنجا که جزو شخصیتهای طراز اول انقلاب و نظام بوده و هست و زحمات زیادی برای بالندگی «جمهوری اسلامی» کشیده است، همچنان حاضر نیست نظام و انقلابی که عمر خود را صرف آن نموده، در معرض آسیب جدی یا فروپاشی قرار گیرد.
سخنان آقای هاشمی حکایت از آن داشت که وی به شدت درپی آن است تا چهرهی سیاسی و مذهبی خود را اذهان مردم و مسوولان ایران بازسازی نماید و این مهمترین نکتهی خطابهی این هفتهی وی بود! به بیان دیگر مردم دربارهی نظام تردید مردد نیستند بلکه نسبت به عملکرد و مواضع برخی افراد چون آقای هاشمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، خانوادهی آقای هاشمی و نظایر آنها تردید پیدا کردهاند و آقای هاشمی نشان داد که به خوبی بر این نکته واقفند.
روند ناخرسندی و تردید مردم دربارهی آقای هاشمی از واپسین سالهای ریاست جمهوری ایشان آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، با تاخت و تاز مطبوعات و نویسندگان آن روزگار به اوج رسید و با عملکرد شخص آقای هاشمی و اطرافیانش پس پیروزی دکتر احمدینژاد در انتخابات نهم و بویژه در آستانهی انتخابات دهم، سرانجام منجر به افشاگریهای دکتر احمدینژاد در مناظرهها شد! حمایت رسمی و علنی آقای هاشمی و خانوادهاش از رقبای احمدینژاد، حمایت از تشکیل کمیتهی غیرقانونی صیانت از آرا، نگارش نامهی تهدیدآمیز به رهبری، حضور جدی و تأثیرگذار خانواده و فرزندان آقای هاشمی در شکلگیری و ادامهی اغتشاشات و اردوکشیهای خیابانی و سکوت سؤالبرانگیز وی بعد از برگزاری و تأیید نهایی انتخابات موجب دامن زدن بیاعتمادی مردم انقلابی و فهیم ایران به آقای هاشمی شد.
آقای هاشمی برای اجرای پروژهی بازیابی اعتماد مردم به خود، در خطبههای نماز جمعه سعی کرد ابتدا با زنده کردن حس نوستالژیک انقلابیون و جوانان و تأکید بر نزدیکی سالروز برگزاری اولین نماز جمعه تهران، با القای یک شبیهسازی تاریخی به ذهن مخاطبان و با استعانت گرفتن از شخصیت آیت الله طالقانی که مورد قبول اقشار گوناگون در آن دوران بود و همچنین استعاره کردن حضور طیف های مختلف مردم در آن نماز جمعه تاریخی، از خود چهرهای موجه و مورد قبول از سوی گرایشهای گوناگون و بعضا متضاد جامعهی امروز به نمایش گذارد.
همچنین آقای هاشمی سعی کرد تا با طرح مسأله مقبولیت، جنبهی مردمی بودن را بر مشروعیت الهی و دینی نظام رجحان دهد تا در شرایط کنونی جامعه استفادههای سیاسی مدنظر خود را کسب کند و ساختمان اعتمادسازی خود را با پشتیبانی مردم محکمتر کند در حالیکه برخلاف تصور ایشان جمهوریت نظام آسیب ندیده است و مردم نیز فقط «معترضان» نیستند بلکه مردم، همه ۷۰ میلیون ایرانی و همه ۴۰میلیون رأیدهنده هستند که شامل اکثریت ۲۴/۵ میلیونی رأیدهنده به دکتر احمدینژاد نیز میباشد.
آقای هاشمی در بخش دیگری از خطابهی خود سعی کرد با تأکید بر حرکت در چارچوب قانون و دعوت کردن مردم به قانع بودن به قانون، نقطهی مشترکی برای وحدت معرفی کند ولی در عین حال اشاره کرد که در این انتخابات قوانین اشکالاتی در قانون دیده شده که بعدا باید برطرف شود در حالیکه طبق قانون و پس از بررسیهای بیسابقه و کمنظیر شورای نگهبان، وقتی نتایج انتخابات مورد تایید نهایی قرار گرفت آقای هاشمی نه در قالب بیانیه و نه در سخنرانیها و حتی در خطبههای خود، هیچ اشارهای به پذیرش این نظر قانونی شورای نگهبان نکرد و مبهم از این قضایا عبور کرد!
آقای هاشمی در خطبههای نماز جمعه با بیاعتنایی به اقدامات گذشتهی خود مانند به تأخیر انداختن تشکیل شوراهای اسلامی که به اذعان وی مورد تاکید امام (ره) بوده است یا محدود کردن رسانهها و آزادیهای اجتماعی؛ خواستار آزادی اغتشاشگران و رسانهها و دلجویی از آسیبدیدگان شد تا هر طور شده چهرهای رئوف، مقتدر، منعطف و آزادیخواه از خود به نمایش بگذارد و پروژهی اعتمادسازی را تکمیل کند ولی سؤال اینجاست که اگر آقای هاشمی معتقد به قانونگرایی است چرا خواستار آزادی دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر شده است درحالیکه این امر در حیطهی اختیارات وی نیست و بر عهده دستگاه قضایی است؟!
متاسفانه باید اذعان کرد که سخنان آقای هاشمی باعث نشد تا تردیدهای مردم برطرف شود و وی عملا نتوانست بیاعتمادی و کدورت بوجود آمده از عملکرد کاندیداهای ناکام و جریانات و رسانههای مورد حمایت فرزندانش را برطرف کند! بنظر میرسد محافظهکاری شدید آقای هاشمی بر اعلام مواضع خود بیش از همه جایگاه وی را در جریانهای سیاسی تضعیف کرد و موجب نگرانی بیش از پیش متدینین و حامیان جریان اصولگرایی شده است. اکنون به نظر میرسد پس از خطبههای روز جمعه، چهرهای جدید از آقای هاشمی در عرصهی سیاسی کشور و تاریخ انقلاب بروز و ظهور یافته و پروژه جلب اعتماد عمومی به وی با شکست مواجه شده است!
عدم اشاره آقای هاشمی به تبعیت از رهبری و فصلالخطاب دانستن بیانات ایشان، عدم اعلام حمایت از جایگاه ولایت فقیه، عدم محکومیت اغتشاشات و اغتشاشگران و بیحرمتیهایی که توسط آنان صورت گرفته است، عدم تقبیح محرکان و طراحان اغتشاشات اخیر و دعوت نکردن آنان به آرامش، تکرار برخی ادعاها و خواستههای غیرقانونی کاندیداهای شکست خورده، عدم اعلام برائت از اقدامات غیرقانونی فرزندانش و تأکید مجدد بر بحرانی بودن اوضاع کشور، سؤالات متعددی را در اذهان مردم پدید آورده است!
آیا آقای هاشمی حاضر به تمکین از فرامین رهبری نمیباشد؟! آیا آقای هاشمی با انقلاب و مردم فاصله گرفته و یا شاید ایشان تصور میکند که مردم و مسؤولان از انقلاب و خط امام(ره) فاصله گرفتهاند؟! آیا آقای هاشمی خواسته یا ناخواسته از اغتشاشگران و متجاوزان به حریم جامعه حمایت کرده است؟! آیا رابطهای بین «حمایت بیچون و چرای آقای هاشمی از فرزندانش» با «پشتیبانی فرزندان آقای هاشمی از افراطیون و طراحان حوادث پس از انتخابات» وجود دارد؟! آیا آقای هاشمی تشخیص صلاح و مصلحت انقلاب را فقط در روش و تفکرات خود جستجو میکند و دیگران را برای هدایت انقلاب و کشور صاحب صلاحیت نمیداند؟!
چرا آقای هاشمی که تا این اندازه به رأی مردم و مقبولیت معتقد است پس از شکست در انتخاباتهای مجلس و ریاست جمهوری کنار نرفت تا بگذارد مردم «کاری که می خواهند بکنند، بکنند خودشان می دانند»؟!(۱) چرا آقای هاشمی خود را در قرنطینهی خبری بستگان و فرزندانش محصور کرده است؟! چرا آقای هاشمی دائم بر بحرانی بودن اوضاع کشور اصرار میکنند در حالیکه رهبر مظم انقلاب و دیگران مسؤولان کشور اینطور نمیاندیشند و اینگونه سخن نمیگویند؟! چرا نماز اولیها و افرادی با ظاهرهای آنچنانی در نماز جمعه آقای هاشمی حضور یافتند و با تبدیل سخنرانی ایشان به میتینگهای سیاسی برایش کف میزدند در حالیکه اصول اولیه نماز جماعت و جمعه را نمیدانستند؟ چرا چهرههای سرشناس معترض و تجدیدنظر خواه بعد از مدتها در نماز جمعهی ایشان حاضر شدند و اصولا چه انتظاری از ایشان داشته و دارند؟
و نهایتا چرا عناصر افراطی به سمت آقای هاشمی گرایش پیدا کرده اند؟! چرا جریان موسوم به اصلاحات که در گذشتهای نه چندان دور، وی را عالیجناب سرخپوش خطاب می کردند، اکنون به تمجید و پشتیبانی از نقشآفرینی وی در حمایت از جریان به اصطلاح اصلاحطلبی میپردازند؟! چرا تجدیدنظرطلبان و مخالفان داخلی نظام و رسانهها و سایتهای ضدانقلابی و غربی از چند روز قبل به استقبال نماز جمعهی آقای هاشمی رفتند و پس از خطبهها نیز برای سخنان وی کف و سوت میزنند؟
شاید این اقبال به خاطر ناامیدی جریان موسوم به اصلاحطلبی از رهبران قبلی این جریان (خاتمی و موسوی) و مواضع مبهم آقای هاشمی در وقایع اخیر باشد و باید دید آیا سیاستمدار پیر و کهنهکار ایران حاضر خواهد شد بیش از این وارد بازی خطرناک تجدیدنظر طلبان شود و سوابق و آبروی سیاسی و مذهبی خود را برای آنان هزینه کند!؟
والسلام علی من اتبع الهدی
محمد مهدی پوینده
پی نوشت:
۱ـ اشاره به روایتی که آقای هاشمی در نماز جمعه از قول حضرت رسول(ص) بیان کردند!
برچسبها: انتخابات رياست جمهوري
بنام خداوند جان و خرد
با پایان انتخابات دهم ریاست جمهوری شور و هیجانی بی سابقه و مثال برانگیز در کشور فراگیر شده است و مردم سرافراز و قهرمان ایران اسلامی بار دیگر ثابت کردند که همچون گذشته، در لحظات حساس و سرنوشتساز انقلاب، با حضور بیبدیل خود، نقش اساسی و تعیین کننده را ایفا میکنند و به دشمنان اجازهی کوچکترین چشمداشتی را نخواهند داد.
نتیجهی انتخابات دهم بیش از هر چیز رأی دوباره به آرمانهای اسلام و انقلاب و تجدید بیعت ملت با منویات امام(ره) و رهبری بود.
نتیجهی انتخابات دهم، در حقیقت تثبیت نظام در آغاز دههی عدالت و پیشرفت و اعلام وفاداری و پایبندی ملت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و رأی به ارزشهای اسلامی و ایرانی مردم بود.
نتیجهی انتخابات دهم، اقبال مجدد مردم به عدالت و مهروزی و مهر تأیید ملت بر رویکردها و خدمات دولت خدمتگزار بود.
نتیجهی انتخابات دهم، رویگردانی مردم از اشرافیت و نخوت و خود برتر بینی و رأی به ساده زیستی و روحیهی انقلابی و خستگیناپذیر خادمان میهن بود.
نتیجهی انتخابات دهم، نمود عدالتخواهی و ظلمستیزی مردم ایران بود و بدون تردید موجب عزت اسلام و سرافرازی مسلمانان جهان شد.
نتیجهی انتخابات دهم، پشت کردن مردم به الگوهای سیاسی و اقتصادی غربی و حمایت قاطع ملت از دیپلماسی فعال و هوشمند نظام در چهار سال گذشته بود.
نتیجهی انتخابات دهم، نهیب ملت به آقایانی بود که سالها بر مناصب سیاسی و اجرایی کشور تکیه زده بودند و خواسته یا ناخواسته، شریانهای اقتصادی کشور و مردم را به دست اطرافیان ناصالح خود سپرده بودند.
نتیجهی انتخابات دهم، هشدار قاطع مردم به مفسدان و ویژه خوارانی بود که قلههای ثروت خود را در کنار درههای فقر و درماندگی مردم پدید آورده بودند.
نتیجهی انتخابات دهم، کابوسی دهشتناک برای اربابان زر و زور و تزویر بود که رؤیای بازگشت به اریکه قدرت را در سر می پروراندند و اکنون سرگشته و حیران از امواج خروشان «حضور» مردم شدهاند و ناباورانه پیروزی مردم را مینگرند.
نتیجهی انتخابات دهم، بی اعتباری و بی آبرویی عناصر و احزاب تندروی لیبرال و دموکرات های تجدیدنظر طلب بود که خود را قیم مردم و مالک کشور میدانستند.
نتیجهی انتخابات دهم، بیاعتنایی ملت به رانتخواران سنگانداز و مفسدان ناسزا گویی بود که بیش از سه سال با همهی توان به تخریب دولت خدمتگزار مشغول بودند و انواع اتهامات و توهینها را از مردم و دولت منتخب مردم دریغ نکردند.
نتیجهی انتخابات دهم، شکست سهمگین دشمنان ایران اسلامی در اقیانوس وحدت و همبستگی ملت بود و بار دیگر موجب عزت و اقتدار و افتخار ایران اسلامی شد و صفحه ای درخشان از حضور مردم مسلمان و قهرمان ایران را در کتاب تاریخ بشریت به ثبت رساند.
۲۲ خرداد هشتاد و هشت تکرار حضور شکوهمند و انقلاب ملت غیور ایران در ۲۲ بهمن پنجاه و هفت شد و در یادها و خاطرههای ایرانیان ماندگار خواهد ماند.
تردیدی نیست که مردم در انتخاباتی با شکوه و با آرای بیسابقه و مقتدرانهی خود، بار دیگر گفتمان «می شود و می توانیم» را برگزیدند و عقبنشینی و یاس و ذلت در برابر قدرتهای شرقی و غربی را برنتابیدند و با حضور حماسی و غیرتمندانهی خود در پرشورترین عرصهی تصمیمگیری کشور، بار دیگر قدرت را از چنگال زورمندان و زرسالاران و مزوران درآورده و کابینهی هفتاد میلیونی عدالت و مهرورزی را برای چهار سال دیگر تمدید کردند.
و اما رأی دوباره مردم به جناب آقای دکتر احمدینژاد، مسوولیتی سنگینتر بر دوش خدمتگزاران نهاده است تا با توکل بر پروردگار متعال و توسل به امام عصر (اروحنا فداه) و دلگرمی به پشتیبانی و حمایت مردم همیشه در صحنه، فقر و فساد و تبعیض را در ایران اسلامی ریشهکن کنند و پرچم اسلام و ایران را مستحکمتر از همیشه بر بلندای گیتی به اهتزاز درآورند.
والعاقبه للمتقین
محمد مهدی پوینده
.
.
برچسبها: اصولگرايان, انتخابات رياست جمهوري, دكتر احمدينژاد
بنام ایزد یکتا و بی همتا
تاکتیک تبلیغاتی «مظلوم نمایی» همواره مد نظر نامزدهای شرکت کننده در انتخابات بوده است و به شیوه های گوناگون مورد استفاده ی گروهی از کاندیداها قرار گرفته است. هرچند این روش گاهی موجب برتری و توفیق استفاده کننده شده است لکن تجربه ی انتخابات های گذشته نشان می دهد که در اغلب اوقات، این روش موجب بدبینی مردم و رویگردانی آنان از کاندیدای «مظلوم نمایانده» شده است!
این تاکتیک، بویژه مورد استفاده ی گسترده ی کاندیداهایی قرار گرفته است که به دلیل قدرتمندی رقبا و یا ناتوانی در ارائه برنامه های منسجم و کارآمد و یا ضعف در بیان دیدگاه هایشان، امیدی به جلب افکار و آرای رأی دهندگان نداشته و به همین جهت با مشوش کردن فضای انتخابات اقدام به مظلوم نمایی و توجیه ضعف و سپس شکست خود کرده اند.
این تاکتیک در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز مورد استفاده ی برخی کاندیداها قرار گرفته است و در صحنه رقابت های انتخاباتی شاهد بوده ایم که این نامزدها و هوادارانشان، به عناوین گوناگون تلاش خود را برای مظلوم نمایی بکار برده اند! گاهی سفرهای استانی دولت را بهانه کرده اند و دیگر روز پخش اخبار دولت و سخنرانی های رئیس جمهور از صدا و سیما را دست آویز کرده اند! هر از گاهی هم ناله سر داده اند که رسانه ای در اختیار ندارند تا سخنان نغز خود را به گوش مردم برسانند!
فارغ از این مسأله مهم که این نامزدهای محترم، یا حزب و روزنامه و سایت های اینترنتی داشته اند و یا خود نخواسته اند که بیست سال در صحنه ی سیاست و مدیریت و رسانه باشند؛ توجه نامزدهای محترم و حامیان آنها را به این نکته جلب می کنم که چنانچه منش و سوابق و برنامه های آنان منطبق بر آرمانهای اسلامی و انقلابی مردم و امام و رهبری باشد بدون شک مورد اقبال مردم قرار خواهند گرفت و با کمترین هزینه های تبلیغاتی و حتی بدون پشتوانه ی مصادر قدرت و ثروت و احزاب، آرای مردم آگاه و فهیم ایران را بخود اختصاص خواهند داد.
به یاد داشته باشید که احمدی نژاد هم در سال ۸۴ هیچ رسانه و روزنامه و سایت اینترنتی در اختیار نداشت و در شرایطی که گسترده ترین تخریب ها و اهانت ها از سوی مخالفان به وی روا داشته شد، با توکل بر خدا و ایمان به تشخیص مردم، بدون صرف هزینه های هنگفت تبلیغاتی و بدون وابستگی به هیچ حزب و گروه سیاسی یا اقتصادی و با اتخاذ مشی انقلابی و ارائه برنامه ها و رویکردهای اصولی و مصلحانه توانست اکثریت آرای ملت را جلب کند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
محمد مهدی پوینده
.
.
برچسبها: انتخابات رياست جمهوري, دكتر احمدينژاد, صدا و سيما
بنام خداوند دانا و توانا
مهندس موسوی در اولین برنامه تلویزیونی خود در شبکه اول سیما به عنوان کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری، طبق رویهای که از مدتها قبل در پیش گرفته بود باز هم به تخریب دولت نهم پرداخت و برخلاف همه انتظارها، به جای ارائه برنامهها و اهداف خود، به سیاهنمایی وضعیت کشور پرداخت!
در حالی که این نامزد انتخابات تا دو روز پس از شروع تبلیغات رسمی انتخابات، هنوز برنامههای انتخاباتی خویش را به مردم ارائه نکرده بود و همواره با کلی گویی و بدون ارائه دلایل منطقی به انتقاد شدید از سیاستهای دولت مستقر پرداخته است، در اولین برنامه تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری با انکار خدمات دولت نهم در عرصههای مختلف، تلاش کرد تا با بحرانی جلوه دادن شرایط اقتصادی کشور آرای مردم را به سمت خود جذب کند.
مردم و نخبگان توقع داشتند تا با گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در رقابتهای انتخابات دهم شاهد بلوغ فکری و سیاسی نامزدها و صفآرایی و تقابل برنامههای آنان با هدف پیشرفت کشور و پرهیز از سردادن شعارهای ادیبانه باشند اما متاسفانه مهندس موسوی به طرز شگفتآوری تلاش دارند تا بجای اثبات توانمندی و برنامهمحور بودن خودشان، به نفی و تخطئه دولت قبل بپردازند! گویا ایشان فراموش کردهاند که اولین اصل مهم در انتخابات آینده مشارکت حداکثری مردم است و طبیعتا ارائه برنامههای اجرایی و کارآمد، نقشی اساسی در به صحنه آوردن مردم برای انتخابات ایفاء میکند . همچنین در حالیکه میزان رضایتمندی مردم همواره تأثیری غیرقابل انکار در حضور آنان پای صندوقهای رأی دارد، انکار اقدامات بینظیر دولت و نادیده انگاشتن پیشرفتهای کشور و تخریب دستاوردهای دولتهای گذشته، حاصلی جز ایجاد یأس و دلسردی در مردم نخواهد داشت و از سوی دیگر «ثبات سیاسی» و «امنیت سرمایهگذاری» کشور را خدشهدار میکند!
آقای موسوی با این سخنان خود، نه تنها اقدامات دولت را مورد هجمه و هجو قرار دادند بلکه با ترسیم چهرهای سرد و بحرانزده از ایران اسلامی، در حقیقت تمامی ارکان نظام را که به نوعی ناظر بر عملکرد دولت هستند زیر سوال برد! گویی رهبری، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور و … در دوران فعالیت دولت نهم توجهی به ضعف عملکرد مورد ادعای آقای موسوی نداشتهاند و فقط و فقط وی به این همه کاستی و نقصان پی برده است!
مهندس موسوی باید بدانند که تخریب خدمتگزاران مردم و توهین به دیگر نامزدها در دورههای گذشته نتیجهی عکس داده است و مردم ما همواره اخلاق اسلامی و تواضع و منطق را برگزیدهاند و قدرتطلبان و اشرافگرایان و غوغاسالاران و مدعیان و افراطیون را طرد کردهاند.
جالب اینجاست که آقای موسوی که در همه شعارهایش بر ادامه راه امام(ه) تاکید کرده و خود را از مریدان بنیانگذار کبیر انقلاب و معتقد به ولایت فقیه معرفی کرده است، در سخنرانی تلویزیونی خود کمترین اشارهای به آرمانهای امام راحل و آموزه ها و بیانات مقام معظم رهبری نکرد و بر خلاف منویات ایشان مبنی بر رعایت اخلاق انتخابات و پرهیز از تخریب دولت، کوشید تا اذهان عمومی را نسبت به عملکرد دولت مردد کند.
با توجه به آنچه گذشت، تردیدی جدی درباره استراتژی تبلیغاتی مهندس موسوی وجود دارد که بواسطهی گفتار و کردار ایشان و هوادارنش منجر به القا نومیدی در مردم و کاهش مشارکت آنان در انتخابات شود که چنین امری قطعا به ضرر منافع کشور و نظام خواهد بود!
در نوشتارهای پیشین (+) این سوال را مطرح کرده بودیم که آقای موسوی برای پیروزی در انتخابات تا چه میزانی حاضر به هزینه کردن در رقابتها خواهند بود. اکنون به نظر میرسد که ایشان علاوه بر هزینه کردن سوابق و آبروی فرهنگی و سیاسی خود، هزینه کردن از نظام و پشتوانهی مردمی انقلاب را نیز برای نیل به پیروزی برخود واجب کردهاند!
والسلام علی من اتبع الهدی
محمد مهدی پوینده
.
.
برچسبها: اصلاح طلبان, انتخابات رياست جمهوري, دولت نهم, صدا و سيما

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه
قال علىعلیه السلام : «اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فى الاسلام ثلمة لا یسدّها شىء».
هرگاه مؤمن فقیهى از دنیا برود رخنهاى در اسلام رخ مىدهد که هیچ چیز جاى آن را پر نمىکند . (کافى/۱/۳۸)
غروب غمانگیز و رحلت جانگداز عارفالعرفا، عالم ربانی، مرجع حکیم و فقیه عرفانیحضرت آیت الله العظمی بهجت را به محضر حضرت ولی عصر(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی و تمامی مسلمانان و شیعیان و همه دوستداران ارزش های الهی و انسانی در سراسر عالم امکان و خصوصا ملت بزرگوار ایران تسلیت عرض مینماییم.
و انا لله و انا الیه راجعون
محمد مهدی پوینده
.


دیدگاههای تازه