محمد مهدی پوینده on مرداد ۶م, ۱۳۸۹

بسم رب البیت و الحرم

خدایا آنچنان زمین‌گیرم نکن که وقت ظهور مولا(عج) توان برخاستن نداشته باشم!

 

خانه‌هایی هست که همه چراغ‌هایشان، چراغ‌خواب اند! خانه‌هایی هست که از پای بست ویران است! بعضی از خانه‌ها از ابتدا پشت به قبله ساخته شده‌اند! آدرس بعضی از خانه‌ها خراب‌آباد، شهر بی‌نشان است!
سقف بعضی از خانه‌ها آنقدر کوتاه است که رفت و آمدهای بزرگ در آنجا میسر نیست! بعضی از خانه‌ها یک باغ‌وحش تمام عیار است با گونه‌هایی نادر از خلق و خوی حیوانی!
در و پنجره برخی از خانه‌ها به مرز بیگانه باز می‌شوند! خانه‌هایی هست که آدم‌هایش فکر می‌کنند بیرون از خانه خبری هست!
اما در تمامی دنیا فقط یک خانه است که حرم امن و آرامش تن و جان انسان است. این خانه اولین خانه‌ای است که برای بشر بنا شده و از ابتدای خلقت ملجاء آدمیان بوده است.
در برون خانه هیچ نکرده‌ایم که لایق باشیم درون خانه آییم اما به لطف و کرامت بی‌پایان پروردگار متعال توفیقی دوباره حاصل شد تا قدم در طریق بیت الله الحرام بگزاریم و زنگار دل طواف خانه‌ی معبود صیقل دهیم و وجود ناچیز خود را با کیمیای زیارت حضرت پیامبر اعظم(ص) و ائمه مدفون در بقیع(ع) ارزشمند سازیم.
ان شاء الله فردا در مسجدالنبی و هفته بعد در دیار مبارک مکه دعاگوی شما دوستان خواهیم بود. شما هم دعا بفرمایید تا بتوانیم نهایت استفاده را از این سفر ببریم.

 

دعا می‌کنم غرق باران شوی                      چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

چو یاران مهدی شمارش کنند                              دعا می‌کنم جزء آنان شوی

 

از دوستان و عزیزانی که حقی بر گردن ما دارند و مورد غفلتمان قرار گرفته، طلب حلالیت می‌کنیم و به واسطه بزرگواری و بخشش ایشان، از طرف این عزیزان نائب الزیارة خواهیم بود.

 

 تا به کی از داغ هجران تو صبر؟                       جلوه کن ای آفتاب پشت ابر

 

اللهم عجل لولیک الفرج 

محمد مهدی پوینده

۶ مرداد ماه ۱۳۸۹

برچسب‌ها: ,

محمد مهدی پوینده on خرداد ۲۳م, ۱۳۸۹

بنام پروردگار قادر و بی‌همتا

ضرورت بازنگری تعطیلات رسمی کشور
در سال همت مضاعف وکار مضاعف

با درایت و تیزبینی مقام معظم رهبری در ملقب نمودن سال ۸۹ به «همت مضاعف، کار مضاعف» فرصتی مهیا شد تا بار دیگر نگاه‌ها متوجه تعطیلات رسمی کشور و ضرورت یا عدم ضرورت وجود آن شود و کاهش تعطیلات غیر ضروری کشور به طور جدی‌تری مورد بررسی قرار گیرد چرا که برای کسب جایگاه اول علمی و اقتصادی و توسعه‌یافتگی در منطقه راهی جز همت مضاعف و کار مضاعف و فعالیت روز افزون وجود ندارد.

هر چند کار مضاعف تنها با کاهش تعطیلات رسمی برآورده نمی‌شود لکن زیاد بودن تعطیلات رسمی کشور و اثرات سوء آن بر روند امور کشور مورد اتفاق همه کارشناسان و دلسوزان کشور است و رهبر معظم انقلاب نیز بر این امر صحه گذاشته و خواستار بررسی این موضوع شده‌اند. در آموزه‌های دین مبین نیز توصیه‌های فراوانی به کار، و کوشش برای آبادانی زمین شده است و رفتار و سیره معصومین (ع) بر ارزش والای کار و تلاش تصریح می‌کند به طوری که در قرآن مجید تنها موردی که سفارش به ترک کار و جهد شده است مربوط به شرکت در نماز جمعه می‌باشد و حتی به انسان‌ها توصیه شده که بعد از نماز جمعه نیز به دنبال کسب فضل الهی در زمین پراکنده شوند.

در تقویم رسمی کشور، هر سال ۲۵ روز تعطیل رسمی (شامل ۱۵ روز مناسبت‌های مذهبی و ۱۰ روز مناسبت‌های ملی) و حدود ۵۲ روز جمعه ثبت شده است. بدین ترتیب با احتساب روزهای پنج‌شنبه و مرخصی استحقاقی کارمندان و کارگران، کار و تولید و خدمت‌رسانی تقریبا در ۱۵۰ روز از سال متوقف می‌شود!

این تعداد تعطیلی غیراستاندارد، بسیار بالاتر از کشورهای توسعه‌یافته و حتی کشورهای منطقه است و بدیهی است در رقابت با دیگر کشورها، ‌به همین نسبت در کار و تولید و پیشرفت و ارتباطات بین‌المللی عقب خواهیم ماند.

تعطیلات زیاد و غیر ضروری موجب قطع شدن روند تولید و کار و اخلال در روند جاری امور کشور شده و علاوه بر کاهش بهره‌وری نیروی انسانی و سرمایه، باعث نزول تولید در بنگاه‌های کوچک و متوسط و افزایش قیمت تمام شده محصولات و خدمات می‌شود.

همچنین تعطیلات زیاد و غیر ضروری سبب عقب افتادگی در کارها، کند شدن امور و طولانی شدن زمان بهره‌برداری از پروژه‌های مختلف علمی- تحقیقاتی و تولیدی-صنعتی گردیده و در نتیجه زیان‌های اجتماعی و اقتصادی فراوانی به کشور تحمیل می‌کند که مغایر سیاست‌های توسعه‌گرایانه نظام است.

فراموش نکنیم که تعطیلات رسمی، نوعی هزینه نمودن از اعتبارات عمومی نیز می‌باشد زیرا در ایام تعطیلی، حقوقی به کلیه حقوق‌بگیران اختصاص می‌یابد که در مقابل آن کاری انجام نمی‌دهند و این در حالی است که این امتیاز به دیگر آحاد و اصناف جامعه خصوصا به کارگران روزمزد تعلق نمی‌گیرد و به علاوه نوعی تصرف در اموال بخش غیر دولتی است که باید در ازاء کاری که انجام نشده است حقوق پرداخت نمایند.

آثار و فشارهای مخرب ناشی از این امر شاید در دستگاه‌ها و شرکت‌های دولتی چندان بارز نباشد اما در بخش خصوصی کاملا مشهود است زیرا در شرایطی که این بنگاه‌ها حدود ۷ ماه از ۱۲ ماه سال را فعال هستند، باید دستمزد ۱۲ ماهه پرداخت کنند. این عامل به تنهایی می‌تواند اثری بسیار کاهنده روی بهره‌وری داشته و هزینه‌های تولید و قیمت تمام شده را بسیار بالا ببرد؛ در نتیجه تولیدکننده داخلی، حتی از عهده رقابت با کالا‌های کم‌کیفیت خارجی نیز بر نمی‌آید. طبق برخی محاسبات غیر رسمی و تأیید نشده، در صورت کاهش تنها پنج روز از تعطیلات رسمی کشور بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان از هزینه‌های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد مملکت تحمیل می‌شود کاسته خواهد شد.

ناگفته نماند که تعیین تعطیلات رسمی از سوی دولت به عنوان امری حاکمیتی در همه کشورها مرسوم است لکن با توجه به موارد مذکور تنها باید به ضرورت‌ها اکتفا شود.

همچنین فراموش نشود که همواره در کنار تعطیلات رسمی، تعطیلات غیر رسمی نیز وجود دارد! همواره در ایام ابتدای سال تا ۱۲ و ۱۳ فروردین، بسیاری از کارمندان در مرخصی بسر می‌برند (۱۴ یا ۱۵ روز!) و در طول سال نیز، به تناسب قرار گرفتن تعطیلات رسمی در کنار ایام آخر هفته یا دیگر تعطیلی‌ها، شاهد تعطیلی چند روزه‌ی روند کار و تولید و خدمت هستیم! همچنین در روزهای قبل و بعد از تعطیلات نیز شاهد افزایش معنادار ترک زودهنگام، تاخیرها و غیبت‌ها هستیم و عملا بازدهی مورد انتظار وجود ندارد.

در مراکز آموزشی نیز وضعیت به همین منوال است و هر سال توافق پنهانی میان معلم و دانش‌آموزان و استاد و دانشجو برای آغاز زودهنگام تعطیلات نوروز شکل می‌گیرد و علیرغم اقدامات مسؤولان، متاسفانه دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌های صادره نیز فاقد ضمانت اجرایی لازم و بازدارندگی کافی هستند.

از سوی دیگر، گرامیداشت و تعظیم یک روز مذهبی یا ملی در گرو تعطیلی آن نیست و معمولا به دلیل عدم مدیریت صحیح تعطیلات، هدف اصلی از تعطیلی غیر ضروری یک روز تاریخی یا مذهبی محقق نمی‌شود و متأسفانه فرصت بسیار عظیم برگزاری مراسم‌های مذهبی و آیین‌های ملی در ادارات و سازمان‌های دولتی، مدارس و دانشگاهها، و صنایع دولتی و خصوصی از دست می‌رود در حالی که در این مراکز امکان گردآمدن عموم افراد جامعه و برگزاری مراسم‌های باشکوه‌تر و مؤثرتر فرهنگی بیشتر است و در صورت تعطیل نکردن، فرصت عظیمی برای برگزاری مراسم، جشن‌ها و برنامه‌های فرهنگی در سطوح مختلف حاصل می‌شود.

نکته قابل توجه اینکه برخی مطالعات و تحقیقات صورت گرفته حکایت از آن دارد که به رغم وجود روزهای تعطیل فراوان در ایران، بار کیفی این ایام برای مردم چندان نیست و اثرات دینی، فرهنگی و اجتماعی لازم را ندارد از همین روی هدف مورد نظر از تعطیل شدن مناسبت‌ها برآورده نشده و تعطیلات به طور صحیح مدیریت نمی‌شوند.

بنا بر آنچه گفته شد ضرورت بررسی و بازنگری تعطیلات غیر قابل انکار است و لازم است تعصب و تصلب در برابر تغییر در تقویم کشور را کنار گذاشت و بار دیگر تعطیلات رسمی کشور را مورد تجدید نظر قرار داد.

به عنوان مثال هرچند روزهای ۱۲ فروردین، ۱۵ خرداد و ۲۹ اسفند دارای اهمیت ملی و تاریخی فوق‌العاده هستند لکن دلیلی برای تعطیلی این روزها وجود ندارد چرا که مراسم و برنامه‌ی سراسری خاصی که مستلزم تعطیلی رسمی باشد برای این روزها درنظر گرفته نشده است!

همچنین با تأکید مجدد بر این که «گرامیداشت و تعظیم یک روز مذهبی یا ملی در گرو تعطیلی آن نیست» و با یادآوری آیات سوره‌ی مبارکه جمعه، می‌توان از تعطیل کردن مبعث رسول اکرم(ص)، میلاد امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) و شهادت امام جعفر صادق(ع) صرفنظر کرد و در عوض مراسم‌های باشکوهی برای این روزها در ادارات و سازمان‌ها و صنایع و دانشگاه‌ها برگزار کرد و از این طریق معارف نهفته در این روزهای بزرگ مذهبی را به جامعه منتقل کرد. حتی می‌توان کار در روزی مانند عید سعید قربان را با چند ساعت تأخیر آغاز کرد تا مؤمنان بتوانند در نماز این روز شرکت کنند.

روز ۱۳ فروردین نیز یکی دیگر از روزهایی است که می‌توان تعطیلی بودن آن را لغو کرد چرا که معمولا مردم در طول سال بارها به دامن طبیعت می‌روند و دلیل محکمی برای تعطیل بودن «روز طبیعت» وجود ندارد. لازم به ذکر است که بنا به اظهارت مسؤولان سازمان محیط زیست کشور، بیشترین آسیب به طبیعت در طول سال مربوط در روز ۱۳ فروردین است!

به علاوه می‌توان تعطیلات مدارس و دانشگاه‌ها در ایام نوروز را به ۴ روز تقلیل داد و در عوض تعطیلات شناور زمستانی را برای مراکز آموزشی درنظر گرفت تا دولت بتواند با درنظر گرفتن مسایل مختلف (از جمله آب و هوا) این تعطیلات را اختصاص دهد. بدین ترتیب ضمن جلوگیری از تعطیلی ۱۴ الی ۱۵ روزه امور کشور، دانش‌آموزان و دانشجویان کمتر از فضای درس فاصله می‌گیرند و ایام بیشتری برای تدریس در اختیار معلمان و اساتید قرار می‌گیرد.

لازم به ذکر است که امام خامنه‌ای (مدظله) نیز در خطبه‌های نماز جمعه ۱۷ فروردین ۸۱ با انتقاد از حجم تعطیلات رسمی کشور فرمودند: « یک تذکر هم در باب مسائل مربوط به فروردین عرض کنیم: اوّلاً این تعطیلات طولانی و بی‏دلیل، هیچ منطق عقلایی ندارد. وضع خوبی نیست که اوّلِ سال، روزهای متوالی - گاهی دو هفته و گاهی بیشتر - همه چرخهای فعّالیت در کشور از حرکت بیفتد. خلاف مقرّرات هم هست، طبق مقرّرات تعطیلی‌ها محدود است. ما در ایّام سال، تعطیلی زیاد داریم که این به زیان کشور است. در بعضی از کشورهای دنیا، طبق فهرستی که مشاهده می‏کردم، همه تعطیلات رسمی در طول سال از پنج، شش روز تجاوز نمی‏کند. لکن ما تعطیلی‌هایمان بسیار زیاد است. علاوه بر آن هم عدّه‏ای با بی‏توجّهی و بی‏اعتنایی خود به کار، علم، تحصیل و به اشتغالات روزمرّه زندگی و کارهای اداری و سازندگی، بر این تعطیلات اضافه هم می‏کنند؛ آن‏هم در آغاز سال. بالاخره در اوّلِ سال، اوّلِ یک دوره جدید مالی و کاری است. توصیه مؤکدِ بنده این است که هم مسؤولین و هم آحاد مردم عزیزمان تصمیم بگیرند این تعطیلات را کم کنند. این همه تعطیلاتِ پی‏درپی، زیانهایی به بار می‏آورد که هر چند در اوّل کار محسوس نیست، لکن نتایج آن برای همه زیانبار است.»

ایشان همچنین در ۱۶ فروردین‌ماه سال جاری نیز مجددا بر این نکته تاکید کرده و فرمودند: «چقدر خوب است که دستگاه‌هاى رسمى، کار خود را از همان اوان اتمام تعطیلات رسمى شروع کنند. … هرچه بتوانید فرهنگ کار و تلاش و حضور در عرصه‌ى کار و سنگر کار را گسترش بدهید، خیلى خوب است؛ این به حرکت جامعه و نشاط جامعه کمک خواهد کرد.» و جالب اینجاست که مقام معظم رهبری، خود پیشتاز این عرصه هستند و همه ساله از روز اول سال دیدارها و بازدیدها و برنامه‌های رسمی و غیر رسمی خود را آغاز می‌کنند و در سال جاری نیز با افزایش حجم برنامه‌ها و بازدیدها، شعار «همت مضاعف، کار مضاعف» را تحقق عینی بخشیده‌اند.

بین ترتیب از دولت ولایت‌مدار و مجلس اصول‌گرا انتظار می‌رود که مطابق آموزه‌های دینی و در اجرای منویات رهبر معظم انقلاب، هر چه سریعتر اقدام به بررسی و تدوین لایحه یا طرح «کاهش تعطیلات رسمی کشور» نمایند تا هرچه بیشتر از فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور استفاده شده و زمینه‌ی رشد و تعالی کشور بیش از پیش مهیا گردد.

البته تاکید می‌کنم که مشکل کشور ما فقط تعطیلات زیاد و غیر ضروری نیست بلکه نداشتن نگاه جدی به کار و شغل از دیگر معضلات موجود می‌باشد که می‌بایست با ارتقا «وجدان کاری و انضباط اجتماعی»، افزایش انگیزه کارکنان و برنامه ریزی برای افزایش بهره‌وری و اثربخشی در ساعات کار، موجبات رونق و رواج تلاش و تکاپو و افزایش تولید و خدمت‌رسانی را فراهم ساخت.

ناگفته پیداست که کاهش تعطیلات رسمی کشور نیاز به شجاعت و همت مضاعف دارد اما امکان‌پذیر است و تعطیلات غیر ضروری اموری نیستند که نتوان از آنها عدول کرد!

والسلام علی من اتبع الهدی
محمد مهدی پوینده.


دنبالک‌ها:

همین مطلب در الف

همین مطلب در تابناک

همین مطلب در بولتن

همین مطلب در روایت

همین مطلب در روزنامه ابتکار

همین مطلب در روزنامه آرمان

محمد مهدی پوینده on فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹

بنام خداوند حکیم

یک عکس و دو نکته

روز سوم فروردین‌ماه سال ۸۹ خبری از دیدار کاسپین ماکان با شیمون پرز جنایتکار در سایت وزارت خارجه‌ی رژیم نژادپرست صهیونیستی منتشر شد و پس از آن روزنامه صهیونیستی هاآرتز نیز با انتشار یک عکس، این دیدار را تأیید کرد.
ماکان حقیر‌تر و بی‌ارزش‌تر از آن که به او پرداخته شود ولی حوادث ناگوار پس از انتخابات ۸۸ و نقش‌آفرینی برخی وطن‌فروشانِ خائن نظیر ماکان در تحریک احساسات مردم که حضور بی‌نظیر مردم پای صندوق‌های رأی را به انحراف کشاند موجب شد تا درباره‌ی دیدار این مهره‌ی دست‌آموز سرویس‌های جاسوسی غرب بنویسم.


سناریوی قتل ندا آقاسلطان و زمان و مکان وقوع آن، از همان ابتدا بسیار مشکوک بود و اخبار و تصاویر منتشر شده از صحنه‌ی حادثه تناقضات و اشکالات زیادی داشت(۱). به علاوه حضور چهره‌هایی سؤال‌برانگیز نظیر آرش حجازی و کاسپین ماکان در این ماجرا بر ابهامات این قتل افزوده بود خصوصا اینکه هر دوی آنها مدت‌ها خارج از کشور بوده‌اند و پس از انتخابات نیز در اولین فرصت از ایران گریختند!
 با حضور حجازی و ماکان در رسانه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی غربی، تصور گماشته بودن آنان تقویت شد و اینک با ملاقات ماکان و رئیس رژیم منحوس صهیونیستی، تردیدی باقی نمانده که قتل ندا آقاسلطان یک نقشه‌ی از قبل طراحی شده بوده که توسط عوامل خودفروخته و خودباخته به اجرا درآمده است.
و اما در خصوص حضور ماکان در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و عکس منتشر شده از این دیدار دو نکته وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و علیرغم نگارش تحلیل‌های فراوان درباره ملاقات، مورد غفلت واقع شده‌اند.
اولین نکته نحوه قرار گرفتن ماکان و پرز در عکس می‌باشد و حکایت از این دارد که افراد دیگری نیز در جمع حضور دارند و به عمد در کادر عکاس قرار نگرفته‌اند یا از عکس حذف شده‌اند! براستی افراد حذف شده چه کسانی هستند و چرا حضور آنان در این ملاقات کتمان شده است؟! (به گوشه‌ی پایین، سمت راست عکس دقت کنید!) شاید مقدمه‌ای درباره‌ی این دیدار خالی از لطف نباشد.
در گزارش سایت وزارت خارجه‌ی دولت جعلی اسرائیل آمده است که ماکان به دعوت «شبکه‌ی دو»ی تلویزیون رژیم غاصب صهیونیستی به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده است و این شبکه در تماس با مقامات صهیونیست، هماهنگی‌ها و مجوزهای لازم برای حضور او را اخذ کرده‌اند و حتی دیدار پرز جنایتکار با ماکان نیز به درخواست این شبکه صورت گرفته است.
در ادامه این گزارش آمده که ماکان از سوی دو گزارشگر تلویزیون مذکور بنام‌های «امانوئل روزن» و «عدی لیبرمن» در فرودگاه بن گوریون مورد استقبال قرار گرفته است. جالب اینجاست که به گفته‌ی همین سایت، «عدی لیبرمن» از طریق اینترنت و فیس بوک و چت با ایرانیان بسیاری در سراسر جهان و از جمله در داخل ایران در ارتباط است و با آنها به گفتگو می پردازد!
با این مقدمه، آیا افراد حذف شده در عکس همان گزارشگران شبکه‌ی دوی تلویزیون رژیم کودک‌کش اسرائیل و یا دیگر مسؤولان این تلویزیون می‌باشند؟! به طور منطقی، پاسخ منفی است چرا که این افراد به طور دائم قابل دوربین‌های خبری هستند و چهره‌های آنان شناخته شده است و نیازی به سانسور تصویر آنان نمی‌باشد. پس چه کسانی در این دیدار حضور داشته‌اند؟!
آیا مقامات موساد در این ملاقات بوده‌اند یا رابطان ماکان با موساد به همراه نوچه‌ی خود به دیدار پرز جنایتکار شتافته‌اند؟ بدیهی است که چهره‌های سرشناس اطلاعاتی و نیروهای امنیتی نباید در عکس‌ها و تصاویر خبری حضور داشته باشند و بعید نیست که تمامی داستان سفر ماکان به سرزمین‌های اشغالی توسط موساد طراحی شده باشد و شبکه‌ی تلویزیونی دوم رژیم صهیونیستی، تنها پوششی برای این برنامه باشد چرا که یک شبکه‌ی تلویزیونی از چنین قدرت و نفوذی برخوردار نیست که بتواند وقت ملاقاتی برای دست‌بوسی یک عنصر دست چندم از رئیس جلاد رژیم صهیونیستی بگیرد!
و اما دومین نکته‌ی مورد بررسی به آنچه در دستان ماکان است مربوط می‌شود! آیا ماکان هدیه‌ای برای پرز سفاک برده است یا به پاس خدمات ارزنده‌اش به صهیونیزم، از دست ارباب جنایتکار خود پاداش و دستخوش دریافت کرده است؟!
شاید ماکان به خاطر فعالیت‌های صهیونیزم دوستانه‌اش(!) مورد لطف کودک‌کشان قرار گرفته است و شاید هم به خاطر مستندسازی و فعالیت‌های تلویزیونی (!!) لایق دریافت تندیس بلورین صهیون از دست رئیس صهیونیست‌ها شده است.
در هر حال گذشت زمان حقایق بیشتری را برملا خواهد کرد که چه کسانی گماشته و مزد بگیر سرویس‌های جاسوسی غربی هستند و چه نقشی در حوادث پس از انتخابات ۸۸ داشته‌اند!؟

 

والعاقبه للمتقین

محمد مهدی پوینده

پی‌نوشت:

۱ـ توضیحات یک پزشک درباره‌ی ابهامات مرگ ندا آقاسلطان و کلیپی در این‌باره

.

.

برچسب‌ها: ,

محمد مهدی پوینده on اسفند ۷م, ۱۳۸۸

بنام خداوند حکیم و متعال

اللّهمّ صلِّ عَلی عَلیّ ابنِ موسی الرِّضا الْمُرْتَضی الامامِ التَّقی النَّقی وَ حُجَّتِکَ عَلی مَنْ فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحْتَ الثَّری الصِّدیقِ الشَّهید صَلوةً کَثیرةً تامّةً زاکیةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلیائِک

 

 

روایت زیارت

معتقدم برکت و شوکت ایران زمین از یمن قدوم حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) در این سرزمین است و ایرانیان از وجود مقدس آن حضرت عزت و آبرویی یافته‌اند از همین‌روی پس از مدت‌ها، قلم را با یاد پروردگار هستی‌بخش و با نام مبارک «شمس الشموس و انیس النفوس» بدست می‌گیرم و «عصر انتظار» را باز هم بروز رسانی خواهم کرد.

خاطرم هست که در ایام میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان ولایت، حضرت امام رضا(ع) (۸/۸/۸۸) در بستر بیماری بودم و با اندک رمقی که پس از آن عمل جراحی سخت داشتم در برخی لحظات آن روز، مراسم و جشن‌هایی که مزین به نام ایشان شده بود را با دلتنگی و حسرت بسیار، از تلویزیون دنبال می‌کردم و آرزو می‌کردم که ایکاش آن لحظات خجسته را در حرم معطر ایشان می‌بودم و چون مریدی عاشق در جشن میلاد آن بزرگوار شرکت کرده و از شور و شعف بی‌مثال زائرین آن حضرت حظی می‌بردم!

سرانجام به یاری و مرحمت خداوند بی‌همتا توفیقی حاصل شد تا پس از گذراندن دوران نقاهت و بیماری و برطرف شدن ضعف و کسالت، در ایام شهادت سلطان دل‌های ایرانیان، به زیارت بارگاه نورانی و مبارک ثامن‌الائمه مشرف شویم و از نزدیک شاهد مراسم باشکوه سوگواری و اشک و آه شیعیان و دوستداران ایشان باشیم.

محمد مهدی پوینده در حرم مطهر امام رضا(ع)

در آخرین روزهای ماه صفر و در شب شهادت آن حضرت گویی قیامتی در مشهد مقدس به پا شده و خیل عظیم زائرین و دسته‌ها و هیئت‌های عزاداری از مسیرهای اصلی به سمت بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج(ع) در حرکت بود و در حرم مقدس نیز جمعیتی بی‌نظیر حضور داشتند به نحوی که ورود به رواق‌های اصلی نظیر رواق بزرگ امام خمینی(ره) ممکن نبود.

سرمای شدید هوای مشهد در گرمای عشق شیعیان به امام و مولایشان و در گریه‌های سوزناک برای غربت و مظلومیت آن حضرت بروزی نداشت و یخ زدگی چند لایه‌ی آب حوض‌های حرم، در حضور شورانگیز مشتاقان خاندان پیامبر اعظم(ص) و اشک ماتم‌شان جلوه‌ی خود را از دست داده بود.

پرچم سیاهی که بر بلندای گنبد طلا برافراشته بود همنوا با دلدادگان امام هشتم(ع) بی‌تابی بسیاری می‌کرد و حکایت از داغ دل شیعیانی داشت که در غم شهادت هشتمین مولا سیاه‌پوش بودند.

هیئت‌های عزاداری آذربایجان در مشهد مقدس و آیین‌های سوگواری سنتی و ویژه‌شان چشمگیر بود و حضور پر رنگ جوانان سیاه‌پوش ایران‌زمین و سرخی چشمان و خیسی صورت‌های نورانی‌شان چشم‌نوازی می‌کرد. مردم مضجع منور امامشان را چون نگینی درخشان در میان گرفته بودند و ناله حزن‌انگیزشان گوش جان را نوازش می‌داد.

شهادت امام رضا(ع) 1388

به سختی می‌توانستی در صفوف فشرده‌ی نمازهای جماعت در حرم مطهر جایی برای پیوستن به نمازگزاران پیدا کنی و چه بسیار بودند مؤمنانی که برای درک ثواب نماز جماعت، بر روی سنگ‌فرش‌های سرد صحن‌ها و رواق‌ها به نماز ایستاده بودند.

گفته شد که در روزهای آخر ماه صفر حدود ده میلیون زائر در مشهد مقدس حضور داشتند و با چنین جمعیتی اگر جایی برای نشستن پیدا می‌کردی، می‌توانستی از سخنرانی سخنورانی چون آیت ا… علم‌الهدی، حجت‌الاسلام طباطبایی، شیخ حسین انصاریان و علیرضا پناهیان استفاده کنی.

در این بین، حجت‌الاسلام پناهیان در روز شهادت سخنرانی مفصلی داشت و از مناقب امام رضا(ع) گفت و روایت کرد که: «حضرت امام صادق(ع) فرموده‌اند برای احترام به کسی که عزیزی از دست داده به دیدار او بروید پس شما هم در نظر داشته باشید که برای عرض تسلیت به محضر امام جواد(ع) و امام زمان(عج) به اینجا آمده‌اید چرا که صاحبان عزا این بزرگواران هستند» و سفارش کرد که مبادا دست خالی از محضر آنان مرخص شویم.

آقای پناهیان از بهانه‌گیری منافقان گفت و بیان کرد که: «خداوند هم، بهترین و بزرگترین بهانه‌ساز عالم است» و به محض لغزش، بهانه را در دست آنانی که می‌خواهند از خدا دوری کنند قرار می‌دهد و این بهانه‌گیری حتی در زمان رسول اکرم(ص) نیز بوده است. وی خصوصا درباره آزمایش‌های الهی و فتنه‌های آخرالزمان سخنان تکان‌دهنده‌ای داشت! دعایی کرد و گفت مطمئن باشید این دعا مستجاب نمی‌شود!! «خدایا، لطفا از ما امتحان نگیر» و بعد دعایی دیگر کرد: «خدایا از ما امتحان سخت نگیر» و گفت که این دعا هم مستجاب نخواهد شد و همه در معرض آزمون‌های الهی هستند.

نوحه خوانان و مرثیه‌سرایان نیز سهمی بسزا در مراسم‌ها داشتند. مداحی پرشور حاج صادق آهنگران حال و هوایی ویژه به زائران می‌داد و هنگامی که وی سرود حماسی و نوستالژیک «ای لشکر صاحب زمان آماده باش، آماده باش» را خواند، شور و هیجان جمعیت وصف‌ناشدنی بود! انگار که همه بی‌صبرانه مشتاق حضور در لشکر حضرت صاحب‌الزمان(عج) هستند!

سید مهدی میرداماد نیز که دیگر صدایش در دهه آخر صفر گرفته بود برای دلدادگان علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) مدیحه‌سرایی می‌کرد و اندوه جانکاه شهادت ولی نعمت ایرانیان را می‌سرود.

در هر گوشه از حرم حلقه‌ی ماتمی بر پا بود ولی مراسم خادمان آن حضرت در شب شام غریبان شهادت ایشان و ذکر «رضا رضا جان» شان در حالی که با شمع‌هایی در دست در صحن‌ها می‌چرخیدند حس غریبی به زائرین داده بود.

حرم مطهر امام رضا(ع)

ساخت و ساز و فعالیت‌های عمرانی حرم مطهر همچنان ادامه داشت و بویژه صحن کوثر و صحن جامع رضوی همچنان کامل نشده‌اند. تزیینات رواق بزرگ امام خمینی(ره) نیز هنوز انجام نشده بود و در عین حال سادگی و معنویت خاصی داشت. زیباسازی ورودی رواق دارالحجة نیز هرچند هنوز ادامه داشت ولی خود این رواق تقریبا تکمیل شده بود.

مهمانسرای رضوی هم که گسترش یافته بود از زوار آن حضرت پذیرایی می‌کرد و همواره افرادی با نیت تبرک و شفا در مقابل این مهمانسرا بودند تا ظرفی غذا یا حتی تکه‌ای نان متبرک برای بیمار خود ببرند و این بار هم آرزو به دل ماندیم که وعده‌ای مهمان حضرت شویم!

و اما وقتی برای اولین بار وارد رواق دارالحجة شدم، ناخودآگاه تحت تأثیر زرق و برق و تزئینات این رواق قرار گرفتم و با زمینه‌ی فکری و تصویری که از دیگر رواق‌ها و صحن‌ها داشتم، با خود اندیشیدم که به راستی اگر حضرت امام رضا(ع) در عصر ما می‌زیستند و خود متولی حرم مطهر و موقوفات بودند، آیا چنین حرم و بارگاه مجللی برای خود در نظر می‌گرفتند؟!

رواق دارالحجة

پاسخ قطعا منفی است و تردیدی ندارم سیره و منش امامان ما هرگز این نبوده و نخواهد بود چرا که زندگی پربار آن بزرگواران سرشار از ایثار و بخشش و احسان است اما بسیار قابل توجه است که متولیان حرم مطهر برای معرفی جلال و شوکت و عظمت و جایگاه رفیع حضرت امام رضا(ع)، زرق و برق حرم را گسترش داده‌اند و به جای تلاش روزافزون برای تشریح ابعاد شخصیت و ارکان تفکر نورانی آن حضرت، همت خود را معطوف به عمران و زیباسازی حرم کرده‌اند! (۱)

هرچند معتقدم که پیش‌بینی فضاهای مناسب برای زائرین و مجاورین واجب و لازم است و اقدامات بسیار خوبی نیز در این راستا صورت پذیرفته است لکن بنظر نمی‌رسد ضرورتی برای صرف هزینه‌های هنگفت زیباسازی وجود داشته باشد. معارف اهل بیت(ع) بسیار جذاب‌تر و مؤثرتر از این زیبایی‌های ظاهری است و باید در نظر داشت که از زمان گذشته تا به حال، یکی از تأثیرگذارترین وجوه زندگی ائمه معصومین(ع) در انسان‌ها، همین سادگی و ساده‌زیستی ایشان بوده است.

البته هنرمندان مومن و خوش ذوق ایران، همواره برای نمایش ارادت خود به خاندان عصمت و طهارت(ع)، همت خود را مصروف دین و عمران مرقدهای مطهر امامان و امامزادگان و مساجد نموده‌اند و آثار معماری وزین و ارزشمندی را پدید آورده‌اند که در طول تاریخ، حیرت بینندگان و شگفتی دیدگان را موجب شده و قطعا توجه معماران و هنرمندان و صنعتگران مسلمان به بناهای دینی سبب رشد معماری سنتی و اسلامی گردیده است. چه بسیارند عزیزانی که با نیت خیر و برای جلب رضایت پروردگار، هنر خود را وقف ائمه و پیشوایان دینی خود کرده‌اند اما مراد حقیر از طرح این موضوع، هزینه‌های گزافی است که سازمان محترم آستان قدس رضوی برای این تزیینات صرف کرده است.

برایم بسیار جالب بود که آستان قدی رضوی دارای «سازمان اقتصادی» بسیار عرض و طویلی است ولی سازمان خیریه و حمایت از محرومین آستان با نام «موسسه امداد آستان قدس رضوی» فعالیت آنچنان گسترده‌ای ندارد تا نام آستان مقدس و مبارک علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) با تداعی دستگیری از محرومین و نیازمندان همراه باشد نه با ثروت و مکنت!


البته باید گفت که «شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی» با مؤسسات گوناگونش، فعالیت زیادی در عرصه تبلیغ دارند هرچند زائران حرم مطهر، غیر از برگزاری مراسم‌های مختلف حرم چیز دیگری از فعالیت‌های این شورا نمی‌بینند. ایکاش در مقابله با شبیخون فرهنگی به مرزهای عقیدتی جوانان ایران، آستان قدس اقدام به توزیع رایگان کتب و نرم‌افزارهای فرهنگی و مذهبی در حرم مطهر و حتی در سطح کشور می‌کرد و با توجه به ساختار کنونی حرم مطهر، ایکاش آستان قدس رضوی در کنار پاسخ‌گویی به سؤالات شرعی زائرین، جلسات و میزگردهای عقیدتی و دینی مختص جوانان در برخی صحن‌ها یا رواق‌ها برگزار می‌کرد.

ان شاء الله زیارت حرم نبوی قسمت همه‌ی مؤمنان شود؛ مساحتی بسیار زیاد برای مسجدالنبی(ص) در نظر گرفته شده است ولی هنگامی که وارد بخش مسقف این حرم شریفه می‌شوی خبری از صحن‌ها و رواق‌های متعدد و تو در تو نیست بلکه وارد مسجدی یکپارچه شده‌ای که تا خود مضجع منور رسول اکرم(ص) ادامه دارد و از همین روی نمازهای جماعت متعدد نیز برگزار نمی‌شود و فقط یک نماز جماعت با حضور خیل عظیم زائران و مجاوران اقامه می‌گردد.

آرزویی دست‌نیافتنی است که حرم مطهر رضوی نیز این چنین می‌بود.

هر بار که به زیارت می‌رویم با خود عهد می‌کنیم که این بار بهره‌ی فراوانی از زیارت و وجود مقدس ثامن‌الائمه(ع) خواهیم برد ولی هنگام وداع و بازگشت بنظر می‌رسد که درک و معرفت لازم را نداشته‌ایم! همواره حس غریبی در زیارت وداع داریم! حتی از روز و لحظه اول ورود به حرم نگران دقائق وداع هستیم! دلت تنگ است و صدایت لرزان و نگاهت مواج و متزلزل! هر چند قدم که از حرم دور می‌شوی بر می‌گردی و با حسرت و نگرانی به گنبد طلا نگاه می‌کنی! یعنی باز هم مولا ما را به حضور خواهد طلبید و عمرمان تا زیارتی دیگر باقی است؟!

امیدوارم که باز هم زیارت مشهد مقدس امام رضا(ع) نصیب ما و دوستان و مومنان گردد و در حسرت روزی هستیم که زیارت‌نامه امام هشتم(ع) را در جشن ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) و با حضور آن بزرگوار قرائت نماییم.

والسلام علی من اتبع‌الهدی

محمد مهدی پوینده

 

 

پی‌نوشت:

۱ـ خیلی با خودم کلنجار رفتم که این مطالب را بگویم یا بگذرم! خصوصا هنگامی که یک شب در بازگشت از حرم مطهر رضوی (حوالی ساعت ۲۲:۳۰) دخترکی حدودا ۱۰ ساله را دیدم که در خیابان امام رضا(ع)، بین دو هتل گرانقیمت و چند ستاره به تمنای اندکی پول، کفشهای مردم را واکس می‌زد و پدر معلولش نیز چند ده متر بالاتر بساطی دیگر پهن کرده بود و در عین حال مراقب دخترکش بود! دلم بدجوری گرفت که چرا باید در مشهد امام هشتم(ع) چنین صحنه‌هایی در چند صد متری حرم ایشان مشاهده شود و چرا آستان قدس رضوی به این نیازمندانی که در سرمای شب‌های زمستان چشم به دستان زائران دوخته‌اند رسیدگی نمی‌کند!؟

سرانجام با توکل بر ذات اقدس الهی و برای رضای خداوند بلند مرتبه تصمیم گرفتم که بگویم.

.

.دنبالک‌ها:
همین مطلب در پایگاه شیعه آنلاین

همین مطلب در قلم پرس

.
.

برچسب‌ها:

محمد مهدی پوینده on آبان ۱۵م, ۱۳۸۸

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

دردم از یار است و درمان نیز هم

سلامی دوباره حضور دوستان و مخاطبان عزیز و گرامی «عصر انتظار»

چند هفته ایست که بواسطه بیماری و اقدامات درمانی لازم نتوانسته بودم وبلاگم را بروز کنم یا نامه‌های دوستان را پاسخ دهم و در این مدت نیز دوستان زیادی با تماس تلفنی یا کامنت و ایمیل احوال و سراغم را گرفته بودند که همین‌جا از همه‌ی این عزیزان تشکر می‌کنم و البته باید عرض کنم بر خلاف تصور برخی دوستان محترم در این مدت نه هک شده بودم و سرورم را Down کرده بودند و نه به قول برخی «به آب و نانی» رسیده بودم! مختصر بیماری داشتم که در طی چند سال اخیر به مرحله نسبتا جدی رسیده بود که به شکر خداوند یکتا با عمل جراحی برطرف شد که شرح آن را در فرصتی برای دوستان بازگو خواهم کرد و اکنون به حمدالله و المنة سالم بوده و دوران نقاهت را می‌گذرانم.

در این ایامی که گذشت نیز مسایل بسیاری در سطح کشور و جهان اتفاق افتاده است که یادداشت‌هایی پیرامون آنها نگاشته‌ام که بعد از تایپ شدن و به مرور منتشر خواهم کرد.

باز هم از لطف و توجه دوستان سپاسگذارم و بابت تأخیر در پاسخ به آنان عذرخواهی می‌کنم و از اعضای محترم پایگاه وبلاگ‌نویسان ارزشی نیز که در این مدت به علت خاموش بودن همراه نتواستم پاسخگوی آنان باشم پوزش می‌طلبم.

از همه دوستان التماس دعای خیر دارم

ارادتمند شما

محمد مهدی پوینده